کرایون کیست؟ یا کرایون چیست؟ به طور خلاصه کرایون (kryon) یک موجود غیرفیزیکی است که توسط لی کارول، نویسنده و مدرس متافیزیک، چنل میشود.
بنابر توصیف باورمندان، کرایون اغلب بهعنوان موجودی سرشار از محبت توصیف میشود که پیامهایی از صلح و توانمندسازی برای بشریت ارائه میدهد. درست مانند فرشته میکائیل (Archangel Michael) این پیامها از طریق انسانها منتقل میشوند (چنل میشوند).

پیامهای کرایون، که از طریق لی کارول منتقل میشوند، سرشار از احترام به مردم زمین هستند. این پیامها اغلب حاوی اطلاعات عمیق و ژرف برای تمامی بشریت هستند، نه فقط گروهی خاص. پیامهای چنلشدهی کرایون همواره روحیهبخش، توانمندساز و آکنده از عشق الهی هستند.
علاوه بر این، نوعی «زبان سوم» نیز در آنها حضور دارد؛ انرژیای که به شیوهای چندبُعدی ارتباط برقرار میکند. کسانی که افراد حساس نامیده میشوند، میتوانند این انرژی را احساس کرده و گاهی حتی آن را ببینند.
پس برای اینکه بهتر بدانید کرایون چه کسی است بد نیست بدانید لی کارول کیست و البته مفهوم چنلینگ به چه معناست، اما چه بهتر که پاسخ مفصل این سوال را از زبان خود کرایون بشنویم! بنابراین در ادامه، ترجمهی برخی پیام های کرایون در مورد تعریف کرایون را خواهید خواند.
کرایون کیست
بسیاری هستند که پرسیدهاند: «خب کرایون تو واقعا چه کسی هستی؟ آیا انسان هستی؟ آیا قبلا انسان بودهای؟ انرژی کرایون چیست؟!»
این یک کارِ فکریِ سخت است که شما عزیزان بخواهید بفهمید یا دریابید که «انرژی فرشتهگون» چیست. به هرحال کرایون، این انرژیِ فرشتهگون است، البته اگر صحیح باشد که از کلمه «چه کسی» استفاده کنید! این بعد سوم شماست که میخواهد همه چیز را به شکل سهبعدی شناسایی کند.
خدا کیست؟! این سوال شما را مجاب میکند که به صورت منطقی این را بگویید که:
«خب، تو اگر برای این سوال که خدا چه کسی است؟ پاسخی داری قطعا به این سوال که چه کسی پهلوی خداست؟ هم میتوانی پاسخ بدهی!»
این سوال بسیار سهبعدی است عزیزانم! انرژی آن سوی پرده یک انرژی یگانه است. همگی ما که به شما پیام میدهیم، مخصوصا کسانی از ما که هرگز در این سیاره انسان نبودهاند، همگی همین انرژی را برای شما به ارمغان میآوریم. این همان انرژی «سرچشمهی آفرینشگر» است.
البته اگر شما میخواهید این انرژی را فرشتهای بنامید، بنامید؛ زیرا برای برخی از شما تعریف واژهٔ فرشتهگون، واژهای سرشار از شفقت و عشق و ادراک است و این همان چیزی است که اکنون رو به روی شما نشسته است.
من کرایون هستم ولی تنها یک موجود نیستم.
- من نمایانگر گروهِ کثیری هستم، نمایانگرِ انرژی آن سوی پرده که به تو نگاه میکند و نام تو را میداند.
- من نمایانگر هر شفایی هستم که روی این سیاره رخ داده است.
- من نمایندهٔ هر تجلیای هستم که تا به حال بر روی این سیاره رخ داده است.
زیرا وقتی این اتفاقات میافتد یک پیوستگی وجود دارد. تا به حال در مورد این کلمهٔ «پیوستگی (coherence)» چیزی شنیده بودید؟ پیوستگی، درهمآمیختگیِ آگاهی است؛ و اگر بخواهید این را منطقی و با عقل خود درک کنید از فهم آن عاجز خواهید ماند.
کرایون چیست؟
اجازه دهید ابتدا کرایون را تعریف کنیم! [کرایون میخندد!] به شکلی که هیچوقت تعریفش نکردهام تا شما بتوانید انرژیِ نوعِ واقعیتی که میخواهیم ارائه دهیم را بگیرید.
من کرایون هستم از خدمات مغناطیسی، و برای انسان، معناهای زیادی دارد:
«آه، یک فرشتۀ مذکر آمده که شما را ببیند!»
البته که این نامناسب است؛ چون در آنسوی پرده جنسیت وجود ندارد. پس این «مذکر» از کجا آمد؟ از آن صدایی میآید که دارید میشنویدش (لی کرول) که در سهبعدی جنس مذکر است.
میبینید که چگونه آن را به آن موجود نسبت میدهید؟ من مذکر یا مونث نیستم، من «آن منهستم»، هستم.
«[پس] چه مدل فرشتهای هستی؟ آیا یک فرشتۀ مقرب هستی؟ یعنی در سلسلهمراتب قلمروی فرشتهها، تو کجایش هستی؟ خب ما باید بدانیم چقدر مهم هستی!» [کرایون میخندد]
این سوال را پرسیدهاند!
اگر به شما بگویم سلسلهمراتبی وجود ندارد چه؟ و «فرشتگان مقرب» فقط اسامیای هستند تا ساختاری سهبعدی داده شود به چیزی که سهبعدی نیست.
«خب پس تو کیستی؟»
و حتی این سوال هم پر است از جانبداریهای سهبعدی. من آن منهستم، هستم. من مفرد نیستم. و این برای بسیاری از انسانها قابل درک نیست، چون شما نیاز به یک منشأ و شخصی مفرد برای گفتگو دارید. شما یک موجود و یک بدن میخواهید که پوست و گوشت و بال داشته باشد که جنسیت و اسم داشته باشد. و آن زمان است که راحت میشوید، مگر نه؟! و اگر هیچکدام از اینها نباشد چه؟
اگر من یک مفهوم باشم چه؟
انسانها میگویند: «من دوست ندارم با یک مفهوم گفتگو کنم!»
خب دارید میکنید!
و اگر این مفهوم، خدای قادر متعال، آفریدگار کائنات باشد چه؟ کسی که در شما و در تکتک سلولها و تکتک شیمیِ دیانای شما ساکن است. این یک تجربۀ کوانتوم است، من با تو، با زبان سومی که با آن صحبت میکنیم، فرای آنچه در سهبعدی و با گوشتان میشنوید.
و کسانی هستند که میگویند: «هنوز نمیدانم چه کسی دارد صحبت میکند.»
اجازه دهید به شکلی دیگر به شما بگویم.
انسانها «عشق» را درک میکنند. عشق عمیقی که بین مادر و فرزند است، عشقی که انسانی برای انسانی دیگر دارد، عشق خدا برای بشریت و عشق بشریت برای خدا.
و من این را از شما میپرسم آیا [این عشق] مفرد است؟ آیا پوست و گوشت و بال و اسمی دارد که جدا از خودِ مفهوم عشق باشد؟
و شما میگویید خیر.
و من میگویم این برای بشریت عادی است. چیزی است که درکش میکنید و حسش میکنید. احساسی است که در تکتک روزهای زندگی وجود دارد و آن را گرامی میدارید. و ناراحت هم نیستید که چرا نمیتوانید با آن صبحت کنید. چون برای شما بزرگتر از یک موجود مفرد است مگر نه؟ در حقیقت عشق فراتر از هر چیز مفرد در کائنات است.
تمام گوشهکنارههای فضایی که نمیتوانید ببینید پر شده از عشقِ انرژیِ آفریدگار. فضای بین هستۀ اتم و الکترون مملو است از آن عشق کیهانی. اسمش را هر چه میخواهید بگذارید. یک مفهوم است. من همانم، که دارم با شما صحبت میکنم. من عشق هستم.
و استادانی که در دوران قدیم بین شما بودند نیز همین را میگفتند. گفتند:
«من عشق هستم، و این صدای من است.»
و با اینحال حتی امروز چنین چیزی را درک نمیکنید.
خود جملۀ: «تو از کجا هستی؟» پر است از جانبداریهای سهبعدی، چراکه من آن منهستم، هستم. من در بیولوژی شما در مرکز هستی وجود دارم. من انرژی آفرینش هستم، و کرایون بخشی از کُل است. و با اینحال باز هم شما میخواهید قسمتبندی کنید، مگر نه؟ میخواهید یک نمودار از میزان اهمیت درست کنید مگر نه؟ و مغز شما التماس میکند که من را در چهارچوبی قرار دهید!
ممنون از اینکه تا انتها با صفحهی کرایون کیست از وبسایت کرایون فارسی همراه بودید. از شما دعوت میکنم در صورت تمایل دیدگاه خودتان را در مورد این موضوع با سایر کاربران به اشتراک بگذارید.


